خودکشی، آسیب اجتماعی

خودکشی، آسیب اجتماعی

هنگامی که انسان و رفتارهای او به عنوان موضوع مورد مطالعه انتخاب می شوند، بنا به ضرورت دیدگاه ها و رویکردهای مختلفی مطرح می شوند که به صورت علمی، اگر چه دیدگاه های موجود درباره رفتار انسان ظاهرا مجزا از هم می نمایند، لیکن برای کسب شناخت صحیح و جامع از رفتار استفاده از دستاوردها و نتایج هر یک از شاخه های علوم و تلفیق آنها ضروری به نظر می رسد، به ویژه اثرات متقابل مشاهده شده در تحقیقات مربوط به آسیب شناسی روانی، دیدگاه های جدید چند بعدی را عرصه نظریه های روان شناسی مطرح کرده است. یکی از موضوعات که نیازمند استفاده از دیدگاه های مختلف می باشد، موضوع رفتار خودکشی است. پاسخ به این سئوال که چرا یک انسان با وجود انگیزه قوی در حفظ حیات و سلامت خود اقداماتی را جهت نابود کردن خود انجام می دهد و گاهی چند بار آن را تکرارمی کند تا به مرگ منتهی شود، بدون شک نیازمند اتخاد نگرشی چند بعدی به موضوع است. انسان از چه زمانی دریافت که علاوه بر دانش توانایی در نابود سازی همنوعان، می تواند در شرایطی خاص، خودش را نیز نابود کند؟ پاسخ به این سوال چندان روشن نیست ولی از زمانی که این کشف حاصل شد، مشکلات وسایل جدیدی برای انسان به وجود آمد. بدین ترتیب که مفهوم خودکشی در بعضی از فرهنگ ها و جوامع به شکل های مختلف مورد تدریس قرار گرفت و بعضی از افراد مثلا زنان شوهر مرده در هند باستان مجبور به انجام آن شدند. گاهی برای افراد از عواقب شکست در جنگ، یا بیان اعتراض به یک رویداد این عمل صورت می پذیرفت.

 

با این که آمار مرگ و میر ناشی از خودکشی در جمعیت همیشه رقم ناچیزی را در مقایسه با سایر آسیب های اجتماعی تشکیل می دهد، لیکن از آن جایی که قابل پیشگیری است و حالت اجتناب پذیری مطلق ندارد و نیز پیامدهای عاطفی، روانی، اجتماعی و فرهنگی که برای بازماندگان و جامعه دارد، همیشه مورد توجه متخصصین و پژوهشگران علوم پزشکی، روان شناختی و جامعه شناختی بوده است. سوالی که مطرح می شود این است که آیا مفهوم خودکشی ارتباط خاصی با سن و مراحل رشد انسان دارد؟ پژوهشگران اشاره می کنند که با وجود افکار خودکشی و مرگ و میر در سنین مختلف اقدام به خودکشی تا ۱۲ سالگی تقریبا نادرست و لیکن از حدود ۱۲ سالگی به بعد همزمان با تحولات مربوط به بلوغ و رشد توانایی های ذهنی و شناختی، رشد قابل توجهی در آمار اقدام به خودکشی دیده می شود و در اغلب جوامع یکی از عوامل خطر برای خودکشی، داشتن سن ۱۵ تا ۲۴سالگی است. در طی سه دهه اخیر در تعدادی از کشورها میزان وقوع خودکشی در نوجوانان رشد چشمگیری داشته است. به طور طبیعی در فرآیند رشد و تحول نوجوانان وقوع استرس ها و فشارهای مختلف روانی، افکار و تصورات زودگذری در مورد آسیب زدن به خود و مرگ مشاهده می شود و به طور معمول مشاهده و بروز این افکار ناشی از آسیب روان شناختی نیست. به طور کلی اغلب پژوهشگران و صاحب نظران دو دسته از عوامل را در ارتباط با عوامل و شرایطی که سبب شکل گیری و افکار خودکشی و اقدام به خودکشی می شود، ذکر می کنند:

 

۱) عوامل زمینه ساز: عبارتند از وجود بی ثباتی و مشکلات طولانی در خانواده، ابتلا» نوجوانان به اختلات روانی، مشکلات و ناتوانی های شناختی و مهارت های مقابله

 

۲) عوامل آشکار ساز رفتار خودکشی با عناوین زیر مشخص می شوند: مشکلات و بحران های تربیتی و انطباقی، وجود تعارض در روابط بین فردی، درگیری با والدین یا همسالان، طرد شدن، مشکلات تحصیل، داغ دیدگی و از دست دادن، درگیری های عاطفی و جداشدن از عزیزان یا افراد مورد علاقه، داستان های عاطفی و خودکشی دوستان و نزدیکان. لویتمی یک جامعه شناس معتقد است در کنار این دو دسته از عوامل، عواملی دیگر مانند سن، جنس، وجود افسردگی، مصرف مواد مخدر، عزت نفس پائین و نا امیدی، تنهایی و احساس گناه نیز در شکل گیری افکار خود کشی نقش دارند. علت خود کشی را می توان عوامل بیولوژیکی، خانوادگی، اجتماعی و تسریع کننده مشکل دانست.

 

دیدگاه های مختلف راجع به خودکشی

 

۱) دیدگاه های جامعه شناختی: اولین توجه علمی به موضوع خودکشی در قرن ۱۹ از طریق امیل دورکیم جامعه شناس فرانسوی در سال ۱۸۹۸ مطرح شد. دورکیم عوامل اجتماعی را در ارتکاب به خودکشی مورد تاکید قرار می دهد.

 

او معتقد است وقتی جوامع دستخوش تحول سریع می شوند و افراد وابستگی را از دست می دهند و احساس خودبیگانگی کنند، دچار افسردگی شده و احتمال بیشتری دارد که دختران اقدام به خودکشی کنند.

 

۲) دیدگاه روان شناختی:

 

طبق مدل روان تحلیل گری، خودکشی نتیجه پویایی های درون مثل نیاز به هویت جویی، محبوب از دست رفته، خشم درونی شده یا اهداف بین فردی مثل اثرگذاری بر دیگران برای رسیدن به محبت یا تنبیه، وجود تعارض انجام می گیرد. به نظر فروید خودکشی نوعی قتل محسوب می شود. بدین معنی که فردی مهم از دست می رود نوعی احساس دوسوگرانه که وی درباره فرد از دست رفته داشته و این احساس درون فکنی نیز شده است، پرخاشگری متوجه درون می شود و اگر این احساس ها به اندازه کافی قوی باشد خودکشی رخ می دهد.

 

نظر ادیان مختلف در مورد خودکشی

 

داشتن اعتقادات مذهبی باعث بازداری فرد از خودکشی می شود. به نحو عام مذهب بر خودکشی یک اثر پیشگیرانه دارد. این که مذهب انسان را در مقابل خودکشی حفظ می کند، به این دلیل است که مذهب یک اجتماع است و در حدی که نقش یک اجتماع را دارد، دارای چنین کارکردی نیز می تواند باشد.

 

در دین مسیحیت زندگی مقدس است و مرگ، حقیقت گریز به سوی زندگی جدیدی است که ماهیت آن را اعمال گذشته خود تشکیل می دهند، خودکشی گناه تلقی می شود و نتیجه آن برای شخص گرفتار آمدن به عذاب ابدی است.

 

در شریعت اسلام و منطق قرآن، خودکشی به عنوان ارتکاب فعل حرام، ممنوع و به تبع آن دارای عقوبت اخروی خواهد بود. همین امر باعث شده که آمار خودکشی در بین مسلمان کمتر بوده و قابل مقایسه با آمار خودکشی سایر ملل نباشد.

 

▪ راهکارها:

 

۱) توجه همه جانبه به جوانان و ایجاد زمینه های غنای فرهنگی و اقتصادی جهت رفع مشکلات آنان

 

۲) افزایش مراکز مشاوره برای نوجوانان و جوانان به منظور تصمیم گیری صحیح تر و راهنمایی سازنده تر برای آنان در روبه رو شدن با بحران های خانوادگی و فرهنگی.

 

۳) شناخت ریشه های روانی به خودکشی، تقویت خودباوری و عزت نفس در بین نوجوانان و جوانان نیز یکی دیگر از این راهکارهاست.

 

۴) تقویت فرهنگ دینی و نهادینه کردن ارزش های ناب دین مبین اسلام از طریق مدارس، دبیرستان ها و دانشگاه ها در بین نوجوانان و جوانان.

 

۵) از بین بردن فرهنگ تبیعض و اجرای عدالت اجتماعی و اقتصادی برای اقشار نوجوان و جوان در جامعه.

 

 

 

نویسنده : محمد ابراهیم همتی

روزنامه مردم سالاری

پاسخ با نقل قول

نظر دهيد